به خبیث ترین، کثیف ترین و رذیل ترین چهره سیاسی معاصر افغانستان غلام مجدد (سلیمان لایق)
.......
هم رهـــرو و هــم نوکـــرِ انگریـــز تو بـــودی
تا روس رسیــد، به جستک و خیز تو بودی

آبـــروی همـــه ریختی در بـاده ی اشـــرار
با "ناتــــو" و امریکــــه به یک میز تــو بودی

از وحــــدتِ ایـــن خلـــق چو خاریــد فُلانت
در دستِ ستم تیـــغِِ دو ســـر تیـز تو بودی

با نـــامِ بدل ســـوره ی طالب تـــو نوشتی*
همبستر و هــم کاســه ی چنگیز تو بودی

در شیطنـت و فتنــه و فاشیســـمِ قبیلـــه
سر دسته ی هـر دسته ی خونریز تو بودی

این مــزرعه ی عشق بدستِ تــو تباه شد
گندیـــــــده تریـــن تخمـــه ی فالیز تو بودی

آن شــــوم که آتش زده بر ماهـی و دریـــا
یا زهـــر، به هــر چشمــــه و کاریز تو بودی

از جمعِ مخنث شده ی شعر فـــــــــروشان
هم شاعــــر و هم شعـرِ دل انگیز تو بودی

ن . سنگر
* ــ اشاره"سقاوی دوم" مانفیست طالبان وحشی

 

+ نوشته شده توسط نور سنگر در شنبه هفتم تیر 1393 و ساعت 1:36 |

 

پیـــر شـــــد مـــادرِ انگــــــریــــز ولی سنـــده نشد
دلش از سلســـــله ی قتــــل و قتـــــال کنده نشد
گه مجاهــد گهی طالب گهی القاعــده و حال داعش
این حرامــــــزاده بجُــز والـــــــدِ هــــــر گنــــده نشد

ن. سنگر

 

 

+ نوشته شده توسط نور سنگر در شنبه هفتم تیر 1393 و ساعت 1:31 |

هردو نامزد انتخابات قلابی، ملت را تهدید به جنگ می کنند
........
دو تا نامــــــزد یکی فاشیست یکی قاتـــل
دوتــــا باطــل یکــی نوکـــر یکـــی جاهـــل
دوتا خونخــــوار کشیده صف به خونریــــزی
یکی ویران کند دریــــا یکی ویران کند ساحل

 

+ نوشته شده توسط نور سنگر در شنبه هفتم تیر 1393 و ساعت 1:28 |

 
مُرده ها زنده شدند،


چوچه ها قد می کشند،


روزگار گُنگه ها را بزبان آورده...


بنویس هر چه چرند است به دلت!


حتا هم مرده ها را به شهادت بطلب،


خاطراتِ ز شیادی "پدر" ترجمه کُن!


ولی از یاد مبر:


لکه های که به هر دوره ی تاریخ زدید؛


با چنین شعبده ها،


هیچ برگی ز جنایات شما کم نکند،


این چرندیات ترا،


هیچکسی دانه ی توتی نخرد!


بجُز از مُرشد انگریزی تان!

 

+ نوشته شده توسط نور سنگر در شنبه هفتم تیر 1393 و ساعت 1:24 |
 

راه ی تو هموار نیست؛

خس و خاشاک فراوان دارد...

مکتبِ وحدتِ تو:

شیشه هایش تِرک برداشته...


ولی آرام بخواب رهبرِ من!

کوچه ها بُن بست نیست؛

ابر ها در سفر اند.

مکتبِ را که گذاشتی به ما:

نامِ پاکیزه ی تو،

با خطِ آبیی عشق؛


روی هر اشعه ی خورشید،

روی هر پرچمِ فردا،

روی هر برگه ی تاریخ،

روی هر قلب که از عشق تکانی دارد،

روی هر واژه ی دوستی،

روی هر سوژه ی آزادگی و آسایش،

روی هر قبرِ ستم...

می نویسند و سلامی می کنند!
 
+ نوشته شده توسط نور سنگر در شنبه هفتم تیر 1393 و ساعت 1:18 |

 

مبــــــــارک بــــــــــــاد پیــــــروزیِ اشــــــــــرار
تـــداوم بر جنــــــون و قتـــــــــل و کُشتــــــــار
چه فرقی می کنــد"عین" باشـــــد و "غیـن"؟
که ما خوابیـــــــم و خصــــــمِ ماست بیــــــدار

****
ز"عین" و "غین" دو چشمم "عین و غین شـد
نصیــبِ ما همــــان مرمــــی و میـــــــــن شـد
فـریــــب خـوردیــــــم شعـــــــارِ ارتجــــــــــاع را
قبـولِ ســـادگی هـــــــا دیــــــــن و دِیِــــن شد

***
خجالــــــت آور است این خـــــــــــوابِ پیگیــــر
که دشمــن جمــــع گشــــــت و مــا درگیــــــر
هـــــــزاران لعنـــــــتِ تاریـــــــخ به ما بــــــــاد
نشُـــــد پیـــــــدا میـــــــانِ مــــــا کمانگیــــــر

***
بخـــــــور دشمن حٌلالــــــت لقمـــــه ی چٌرب
که ما در هیــــچ و هیـــــچ گشتیــم در ضٌــرب
ولــی امشــــــــــب بــی فــــــــردا نباشــــــــد
چـــو فــــــردا میــــروی با غــــــرب در غــــــرب

 

+ نوشته شده توسط نور سنگر در شنبه هفتم تیر 1393 و ساعت 1:14 |

به سیاسیون ابن الوقت!
.............................
گاه با نعره ی "هورا" دروغ میگویی،


گاه با نعره ی"تکبیر" حراج میگردی،


گاه پنهان شده در پُشت زبان و سمتی...

"طالبی"؟ 


یا که "مجاهد"؟


، و یا "روشنفکر"؟



سر ات از فتنه ی بیداد قبیله،


عقل تو در گروه ی ابلیس است،


قلب تو "احوانی"،


و زبانت" مارکسیست"!



تا بکی با خود و با خلق دروغ میگویی؟

 

+ نوشته شده توسط نور سنگر در شنبه هفتم تیر 1393 و ساعت 1:10 |

"عشق" را در فرهنگ های گوناگون، صفت های پُر شماری چیده اند...اما در سر زمین من، مانای همه تعریف ها، یک معنای دگر هم دارد: جانبازی و شهامت!
........
"صلصال" را بگو:


"شمامه" میرسد...


امروز "هندو کوه" به "بابا" پیام داد،


پژواک آن پیام ، به گیتی سفر نمود...


آری!


هنوز عشق نفس میدهد ترا!


ای سرزمین مهر و وفا بامیانِ من،


"صلصال" زنده است،


"شمامه" زنده است!


از زره، زره خاکِ خراسان رسد بگوش:


این سرزمین فریفته ی تازی نمی شود!

 

 

 

+ نوشته شده توسط نور سنگر در شنبه هفتم تیر 1393 و ساعت 1:6 |

مردم میگویند:
..................
بدخشان رفت"ارگـــو" زیر و رو شد
به بغلان خانه ها در سیل فرو شد
عجب پـــای نجس دارد غنی خـان
زمین از بودنش با ما عـــــــدو شد

 

+ نوشته شده توسط نور سنگر در شنبه هفتم تیر 1393 و ساعت 1:2 |

به عاشقان سینه چاک"عین" و"غین"

دو شیطان در میانِ خود به جنگ است
که هـــر دو از تبـــــارِ خاره سنگ است
من و تـــــو بیخبـــر از اصــــــــــلِ بـــازی
ندانستیم کـه نیرنــــگِ فرنـــــــگ است

 

+ نوشته شده توسط نور سنگر در شنبه هفتم تیر 1393 و ساعت 1:0 |


Powered By
BLOGFA.COM


http://www.youtube.com/watch?v=PHVcVGtFcbo