شست گرمای آفتاب زمان:


رازِ عشقی که نوشتی به یخ!


وسعتِ فاصله ها از دلِ شب:


یاد ها را به باد ها بسپرد....


نامه ها سوختند در آتشِ یاس،


پای تقدیر را شکست به تیر،


ارزشِ هرزگی " من " بودن!!!


دانه های که به تظویر بریختی بر دام:


از خجالت همه بیرون رفتند!!!


شرم دارند دگر ثانیه ها:


پوشش عشقِ دروغین باشند!


*****


وعده یی است خدا را به زمین:


رنگ بازان همه رنگ بازند!!!