آسمان!
آسمــان بــاز دلــت مثــلِ دلــم تنــگ شـده
آفتــابت نـاپـدیــد، مــاه تـو کمــرنــگ شـده
آسمــان اشک تـو امـروز چـه توفانی است
رنگِ آبـی تـو پـــوسیــده و بـد رنــــگ شده
نکنـــد قلــب تـــرا فتـــنهء شیــطان بـدریــد
که چنیــن لحــنِ زبــانِ تـو بد آهنــگ شـده
راست گـو میدانی: از آنجا بکجا رفته خــدا؟
یا به تـو گفتـه چرا این همه بی ننگ شـده؟
آسمان راست بگو: چشم خدا داشت مگر؟
پس چرا اینهمه دل ها بزمین سنگ شـده؟
آسمـان اشک بریز روزِ عـزای مـن و تست
عشق من،خدای تو هر دو به نیرنگ شده!

+ نوشته شده در یکشنبه دوم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 14:17 توسط نور سنگر
|