
اشک و خنده...
بارها شنيده و خوانده بودم:
اشکها توته هاي دل اند،
که به شکل قطره هاي آب،
از ديده فرو ميريزند...
اراده کردم،
تا گل خنده را زيب لبانش کنم...
ديري نگذشت که،
خنده هاي من
و اشک هاي او جا عوض کردند...
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 2:59 توسط نور سنگر
|