وقتی از عشق سخن میگویی
وقتی از عشق سخن میگویی:
پِرِ پرواز قناری میشوی
جلوه یی پاکِ بهاری میشوی
همچو بادِ پر صفاِ صبحگاه،
در رگِ صاعقه جاری میشوی
****
وقتی از عشق سخن میگویی:
سبزه ها میخندند
شاخه ها میلرزند
بوی گندم به فضا می پیچد
غنچه ها میرقصند
****
وقتی از عشق سخن میگویی:
عشق معنای دوباره می شود
سر تا پا نظاره می شود
از پسِ پنجره یی لب هایت
پر ز دنیای ستاره می شود
****
وقتی از عشق سخن میگویی:
واژه ها دفترِ شعر می گردد
سوژه ها مادرِ مهر می گردد
گفته ها غرقِ شقایق می شود
شعر ها جادو و سحِر می گردد
***
وقتی از عشق سخن میگویی:
من به محرابِ کلامِ تو نماز میخوانم
از کتابِ عرشیان راز و نیاز میخوانم
من ترا آی سپیدارِ بلند پایه ی عشق
بهترین مظهرِ دنیای مجاز میخوانم
پِرِ پرواز قناری میشوی
جلوه یی پاکِ بهاری میشوی
همچو بادِ پر صفاِ صبحگاه،
در رگِ صاعقه جاری میشوی
****
وقتی از عشق سخن میگویی:
سبزه ها میخندند
شاخه ها میلرزند
بوی گندم به فضا می پیچد
غنچه ها میرقصند
****
وقتی از عشق سخن میگویی:
عشق معنای دوباره می شود
سر تا پا نظاره می شود
از پسِ پنجره یی لب هایت
پر ز دنیای ستاره می شود
****
وقتی از عشق سخن میگویی:
واژه ها دفترِ شعر می گردد
سوژه ها مادرِ مهر می گردد
گفته ها غرقِ شقایق می شود
شعر ها جادو و سحِر می گردد
***
وقتی از عشق سخن میگویی:
من به محرابِ کلامِ تو نماز میخوانم
از کتابِ عرشیان راز و نیاز میخوانم
من ترا آی سپیدارِ بلند پایه ی عشق
بهترین مظهرِ دنیای مجاز میخوانم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 19:22 توسط نور سنگر
|