می دیدم...
من ترا می دیدم:
که چسان تند و شتابان...
راهیِ ملکِ گریز،
سفر از کوچه ای عشق می کردی...؟!
***
مات در منظره ای رفتنِ تو،
یک سوالی به فضا می پیچید...
گام هایت ز کجا وام گرفت...؟
آن همه قدرتِ راه رفتن
و
یکبار ندیدن به عقب؟؟؟
که چسان تند و شتابان...
راهیِ ملکِ گریز،
سفر از کوچه ای عشق می کردی...؟!
***
مات در منظره ای رفتنِ تو،
یک سوالی به فضا می پیچید...
گام هایت ز کجا وام گرفت...؟
آن همه قدرتِ راه رفتن
و
یکبار ندیدن به عقب؟؟؟
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 19:21 توسط نور سنگر
|