به پاسخ همه رهبران گمراه، کژ راه و آنانی که بزدلانه در عقب پرده های تلویزیون ها و رادیو های اجانب ظاهر می شوند و خطِ بینی می کشند.

تو هموطن مرا ببخش!
که در مسیرِ راه من:
گهی " جذام" ره گشود،
گهی " دجال" رخنه کرد...
گهی " وبا" سمت و سو،
گهی " شغال" لانه کرد...
کسی " زبان" بهانه کرد،
کسی زبان ها برید!
کسی بنامِ " انقلاب"،
به خانه خون روانه کرد...

تو هموطن مر ببخش!

که در مسیرِ راه من:
چه فتنه ها بپا نشد؟
چه دانه ها نریختند؟
چه دام ها سبز نشد؟

ولی رفیقِ راه من!

تو ای جوانِ کارگر!
تو توده های بزرگر!
تو نسلِ خوبِ پیشه ور!
تو ای جوان!
تو ای بزرگ...!
بدان شکستِ من شکست تست!
به یاوه ها مبر پناه،
بخیز دو باره چست، چست
که دستِ پیر روگار،
نوشته با خطِ درشت:
که او به شب سفر کند،
ره ای من و تو است درست!