چشمان تو....
از دیده غمــــدیده ات ، بارد حـــــــــــدیث راز ها
شهکار خلقت موج زند ، بی بال و پــــر پرواز ها
تا مژه برهم میزنی ، دنیا ســکوت مطلق است
آهنگ سبحــــانی بــــــود، در نغــمه آن ساز ها
توفــان برپا می شـود ، تا دیده میگشایی زهم
آتــــــــش به دریا میزند ، آن عشـــوه و انداز ها
رمز قیامـت خفته است ، در مـردم چشــمان تو
صد مرده را جان مــیدهد، با سحر و با اعجاز ها
فوجی حمایت می کند، با تیر و نیزه روز و شب
ابرو کمان رستم است، مژگان به صف سرباز ها
سنگر از این بیشتر مگو، در پــــرده بگذار راز او
گر پرده را بیشتر دری، خامـــــوش شود آواز ها

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۸۸ ساعت 14:58 توسط نور سنگر
|