ترا...
ترا از سوژه های شعر خود تبعید میسازم
ترا در خلوتِ "من" بودنت آرام میگذارم
ترا از سرحداتِ واژه های عاشقانه، دور میسازم
ترا در خود پرستی های تندیسِ خودت، آزاد میمانم
ترا از برگ های خاطراتِ خفته در ذهنم،
ترا از خونِ سبزِ بودنِ فردا،
ترا از قصه های یک هزار و یک شبِ رویا،
تر از آسمان آبیی یک خواب،
ترا از بی نهایت ها،
ترا از دوست داشتن ها،
ترا از جایگاه کبریاییت در اندیشه،
ترا از داشتنی یک شاعرِ عاشق...
بدان محروم میسازم!
بدان محروم میسازم!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 13:40 توسط نور سنگر
|