بیا مهمانیی "سهراب" رویم

آدرسش را دارم،

خانه یی ساخته است،

در همین نزدیکی،

در جوارِ خیالِ من و تو...

تو یک آیینه بیار

و من این ماهیی تنها شده را !

تو کنارش بنشین شعر بخوان

و ببر آیینه را پیشِ چراغ،

روبروی حوض اش

تا که ماهی گکِ بیچارهء من:

حسِ تنهایی و غربت نکند!!!

ــــــــــــــــــــــ
این ماهی گکِ من است که نه عاشق شد و نه شاعر؛ اما "کمالِ همنشین" دیوانه اش کرد...

نگاره: ‏بیا مهمانیی