کرم
من و تو دزدیدیم
از درختِ سیبی؛
رنگِ پر رنگِ ان یادت است؟
و درونش به کنارِ بیضه ها؟
همه کرمی بودند،
مثلِ طالع من و تو....
چقدر خندیدیم...
نه به آن سیب و به آن کرم زدگی؛
بل بر کرم و آن قدرت و خوشبختی او...

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 12:36 توسط نور سنگر
|