مرا زمـــرگ نترسان که مـــــرگ غــلامِ من است
صــدای رویــــــشِ هــــر لالـــه در کلامِ من است
" من از تبـــــارِ گیاهــــانِ وحشیــی کـــــوه ام"*
که د
ستِ حُرمتِ صبح بسته بر سلامِ من است .....
تازه رسالهء " پاسخ به تلاش مذبوحانه برای مسخ تاریخ" به چاپ رسیده بود که حزب اسلامی گلبدین حکمتیار فتوای قتل من را صادر کرد و به مسلمانان این وظیفه را دین شرعی دانست. و روزنامه "سهار" وابسته به "آی اس آی" پاکستان آن را با نشر چند مقاله تهدید آمیز دنبال کرد.
کتابِ " نیم نگاهی بر ائتلاف های تنظیمی در افغانستان" خشم شورای نظار را برانگیخت و تهدید ها استمرار یافت. با نشر "طرحِ خطوط اساسی اهداف مرامی و برنامه حزب دموکراتیک خلق افغانستان" گروه های جدا شده از حزب ما در همکاری با سازمان استخباراتی کشور آلمان؛ برنامه اخراج مرا از این کشور طرح ریزی کردند که باز هم به شکست مواجه شدند و دولت آلمان را در حال دفاع قرار دادند. ( http://parcham.great-forum.com/t36-topic
)

هنوز نفسی راست نکرده ام که از یک هفته بدینسو آتش در جان شعله افروزان ماجراجو افتاده و اسم من را در قطارِ جنایتکاران جنگی به دادگاه امپریالیستی " دن هاگ" معرفی و از همقطاران شان خواسته اند تا در موردِ اینجانب معلومات جمع آوری کنند و یا در صورت امکان خود به قتل برسانند! به پیشگاه ملت غیور افغانستان اعلان میدارم:
هرگز در مبارزه از منافع آنان کوتاه نخواهم آمد و به هیچ نیروی اهریمنی سر خم نخواهم کرد.
به شعله افروزانِ ماجرجو و هویت باخته و فندامینتالیست ( بنیاد گرا) های مزدور... چلنج میدهم که چشم در چشمِ تروریست های آنان مرگ را به اغوش بکشم.
به خانواده و فرزندانم اطمینان میدهم که هرگز مایه سر افگندگی آنان نخواهم شد.
به اعضای وفادار به اهداف مرامی حزب مان، همه رفقا و متحدین سیاسی مان خاطر نشان میسازم که حتا موقع مرگ، بجای کلمه شهادت؛ وطن ، مردم و دفاع از زحمتکشان ...وردِ زبانم خواهد بود!
زنده باد حزب دموکراتیک خلق افغانستان!

* ــ اشاره به یک سروده خودم
نگاره: ‏و اینک نوبت رسید به مائویست ها 
..................................................
 مرا زمـــرگ نترسان که مـــــرگ غــلامِ من است
 صــدای رویــــــشِ هــــر لالـــه در کلامِ من است