من هنوز نو نشدم
خیلی ها "نو" شده اند!
من هنوز "نو" نشدم
مثلِ نسل های قدیم:
با دو گوش می شنوم،
با دو چشم می بینم،
با زبان گپ میزنم،
...خوردن و نوشیدن از راه ی دهن،
با دو دست کار می کنم،
با دو پا راه میروم...
آنچه هم مایه ی آزار من است؛
فکرِ من است.
هر پگاهی با طلوعِ خورشید،
با خودش میبردم:
سوی دنیای جدید،
سوی فردای امید
سوی آزادگی و راه ی سپید...
هیچ چیزِ دگری "نو" نشده،
خیلی ها "نو" شده اند؛
من هنوز "نو" نشدم!!!
من هنوز "نو" نشدم
مثلِ نسل های قدیم:
با دو گوش می شنوم،
با دو چشم می بینم،
با زبان گپ میزنم،
...خوردن و نوشیدن از راه ی دهن،
با دو دست کار می کنم،
با دو پا راه میروم...
آنچه هم مایه ی آزار من است؛
فکرِ من است.
هر پگاهی با طلوعِ خورشید،
با خودش میبردم:
سوی دنیای جدید،
سوی فردای امید
سوی آزادگی و راه ی سپید...
هیچ چیزِ دگری "نو" نشده،
خیلی ها "نو" شده اند؛
من هنوز "نو" نشدم!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 15:36 توسط نور سنگر
|
