خیلی ها "نو" شده اند!

من هنوز "نو" نشدم

مثلِ نسل های قدیم:

با دو گوش می شنوم،

با دو چشم می بینم،

با زبان گپ میزنم،

...خوردن و نوشیدن از راه ی دهن،

با دو دست کار می کنم،

با دو پا راه میروم...

آنچه هم مایه ی آزار من است؛

فکرِ من است.


هر پگاهی با طلوعِ خورشید،

با خودش میبردم:

سوی دنیای جدید،

سوی فردای امید

سوی آزادگی و راه ی سپید...

هیچ چیزِ دگری "نو" نشده،

خیلی ها "نو" شده اند؛

من هنوز "نو" نشدم!!!

نگاره: ‏خیلی ها نو شده اند!
 من هنوز نو نشدم 
مثلِ نسل های قدیم:
 با دو گوش می شنوم، 
با دو چشم می بینم،
 با زبان گپ میزنم،
 ...خوردن و نوشیدن از راه ی دهن، 
با دو دست کار می کنم،
 با دو پا راه میروم...
 آنچه هم مایه ی آزار من است؛
 فکرِ من است.

هر پگاهی با طلوعِ خورشید، 
با خودش میبردم:
 سوی دنیای جدید،
 سوی فردای امید
 سوی آزادگی و راه ی سپید... 
هیچ چیزِ دگری نو نشده، 
خیلی ها نو شده اند؛ 
من هنوز نو نشدم!!!‏