باد ها بوی مسافر می دهد


خبر از کوچ خیال

به دیارٍ دیروز

به همان گلبن سبز

که سر آغازت بود.

*****

باد ها می گویند:

تو سفر خواهی کرد

که به پایان ببری کار بجا مانده ی دی

سردی دست ترا می خوانم،

رازٍ چشمان ترا می دانم،

تپش قلب تو جای دیگر است.

*****

باد ها می گویند:

سفری در پیش است.

به سر آغاز بهار

که به خرداد نرسید

و به فرمان خدا راکد شد.

برو ای همسفر خسته من!

به خزانی که گذشت فکر نکن!

راه تو سبز و بهاری بادا!

برو ای دوست برو...